تبلیغات
♥♀♥just bad PINKGIRL♥♀♥ - یکی از سوتی های بزرگ پارسال من و دخترخالم!!!

♥♀♥just bad PINKGIRL♥♀♥

★...JUST PINK...JUST LOVE...MY LOVE IS★

یکی از سوتی های بزرگ پارسال من و دخترخالم!!!

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااام...
امشب می خوام یکی از سوتی های باحال من و دخترخالم نکیسا رو بگم

قضیش اینه...

یه بار نکیسا اومده بود نور. همیشه میان با خانوادش که میشه خاله بنده و شوهرخالم و پسرخالم میرن خونه مامان بزرگ میمونن.

بعد خالم اومد دنبال من که باهم بریم جنگل نور(بزرگ ترین جنگل خاورمیانه) بعد رسیدیم.

من و نکیسا گفتیم ما میریم قدم بزنیم شما هم از اونور برید و ما واسه خودمون میریم.

حالا ما داشتیم حرف میزدیم تو راه اصلا حواسمون به هیچی نبود

وضعیت حجاب هم 0 ... شلوار جین تنگه تنگ ... مانتو کوتاهه کوتاه ... شال که اصلا نمیذاشتیم بهتر بود ... موها همه فشن ... رژ من که صورتی جیغ ... و دیگه بقیه رو نگم بهتره...

ما همین جور هی ور ور میزدیم یهو دیدیم یه ماشین که بالاش آژیر داره بهمون نزدیک میشه

ما فکر کردیم گشت ارشاد...

بعدش سریع مانتو رو کشیدیم پایین ... موها تو ... شال درست ... سرمون هم انداختیم پایین

این ماشین اومد از کنارمون رد شد مارو اینجوری نگاه کرد

مام برگشتیم نگاشون کردیم فکر کردی چی دیدیم..............................امداد خودرو

آبرومون رفت. حالا چند نفر هی مارو نگاه میکرن میخندیدن

خلاصه از بس خندیدیم گریمون در اومد حالا اومدیم واسه خاله اینام تعریف میکنیم بعد اونا هی به ما میخندن.

مامان منم گفت آخه بچه مرض داری با این سر و وضع میری بیرون که اینجا ضایع بشی... منم فقط نیشم باز بود

خلاصه هنوز هم هنوز ما هی میخندیم... باید اون لحظه اونجا بودین میدیدن صحنه رو...

من دیگه برم سرم خیلی درد میکنه. بااااااااااااااااااای...


+ نوشته شده در پنجشنبه 11 خرداد 1391 ساعت 06:57 ب.ظ توسط andisheh khavashi|  نظرات شما برای من()